در همین راستا:
(ba lahje af-ghani bekhooninesh makhsoosan fele akharesho bekhoonin NAMIKENI)
ای تو که در انتخابات شرکت نَمی کنی در بوستانی و به گلشهر سفر نَِمی کنی
دلم هوای گریه دارد و تو از برای من چشمی تر نَمی کنی
کابل امشب بی تو خوابش نبرد بی وفا چرا ترانه ای و سازی کوک نَمی کنی
در میخانه ها را زده اند قفل بزرگ دَ{ر} کجایی تو ، قدحی پر نَمی کنی
می زند هر دم زیر آب تو کرزای تو صبوری و اعتنایی نَمی کنی
A.k403
اى روشناى آب
اى على موسى الرضا! پاكمرد یثربى، در توس خوابیده!
من تو را بیدار مى دانم.
زنده تر، روشن تر از خورشید عالم تاب،
از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم.
گر چه پندارند: دیرى هست، همچون قطره ها در خاك،
رفته اى در ژرفناى خواب،
لیكن اى پاكیزه باران بهشت! اى روح! اى روشناى آب!
من تو را بیدار ابرى پاك و رحمت بار مى دانم.
اى (چو بختم) خفته در آن تنگناى زادگاهم توس!
ـ (در كنار دون تبهكارى كه شیر پیر پاك آیین، پدرت،
آن روح رحمان را به زندان كشت) ـ
من تو را بیدارتر از روح و راه صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم.
من تو را بى هیچ تردیدى (كه دلها را كند تاریك)
زنده تر، تابنده تر از هر چه خورشید است، در هر كهكشانى، دور یا نزدیك،
خواه پیدا، خواه پوشیده،
در نهان تر پرده اسرار مى دانم.
با هزارى و دوصد، بل بیشتر، عمرت،
اى جوانى و جوان جاودان، اى پور پاینده!
مهربان خورشید تابنده!
این غمین همشهرى پیرت،
این غریبِ مُلكِ رى، دور از تو دلگیرت،
با تو دارد حاجتى، دَردى كه بى شك از تو پنهان نیست،
وز تو جوید (در نهانى) راه و درمانى.
جاودان جان جهان! خورشید عالم تاب!
این غمین همشهرى پیر غریبت را، دلش تاریك تر از خاك،
یا على موسى الرضا! دریاب.
چون پدرت، این خسته دل زندانىِ دَردى روان كُش را،
یا على موسى الرضا! دریاب، درمان بخش.
یا على موسى الرضا! دریاب.
م.امید

وقتی برای پیاز
اشک ریختی
و برای من نه
تازه فهمیدم
که برای تو
نه سر پیاز بودم
و نه ته پیاز...




خارج از وصف، شما فکر کنید یه چیزی تو مایه های ورژن2 محشر کبرا. گشنه های
عزیز که تعدادشون از شمارش خارج بود جلو مجتمع رفاهی(همه سلف خودمون)
ایستاندند، (نا گفته نماند آمار دختر ها خیلی خیلی بیشتر از پسر ها بود.
چه جوری بگم؟!
آهان؛ شما فرض کنید یه دونه سیب میخواین بین همه حضّار قسمت کنید. خوب کردین؟ خسته نباشید
{ضرب نخورید! یه دونه!!!} خوب حالا فکر میکنید چند درصد به پسرا رسید؟ اگر
واریانسش رو حساب کنید می بینید دقیقاً دانه های سیب به پسرا رسیده
)
(کجا جیم میشدم بماند ناگفته)(آخه ظهر جمعه قبرستون هم تعطیله
)
) از این بدتر نمیشد چون عقب مانده ترین فرد دانشگاه تو کلاس ماست.